آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۰ فروردین ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

عکس


تصویر طنز دوران | یکم | گل آقا، گردن شکسته فومنی و توفیقی‌ها


 

 

مردم ایران غالبا کیومرث صابری فومنی را با نام گل آقا می‌شناسند. نام گل آقا آنقدر مطرح بود که حتی بسیاری از خوانندگان ثابت نشریه او نام واقعی‌اش را نمی‌دانستند. گل آقا اگرچه با هفته نامه‌ای به همین نام، به یک نشریه عامه پسند برای همه خانواده‌ها و همه گروههای سنی و فکری تبدیل شد، اما پیش از آن نام ستونی بود که کیومرث صابری فومنی از سال ۱۳۶۳- ۱۳۶۴ در صفحه سه روزنامه اطلاعات گشود و در یک فاصله شش ساله یکی از مهم ترین ستون‌های نقد سیاسی و اجتماعی زمانه خودش شد.
کیومرث صابری در دو آبشخور ریشه داشت، یکی از نظر سیاسی و در سالهای نزدیک به انقلاب و پس از انقلاب که با محمدعلی رجایی همراه شد و مدتی مشاور رئیس جمهور بود و دیگری نویسنده‌ای که همانند بسیاری از نویسندگان طنز یا معمول کشور سالهای اولیه جوانی اش را در توفیق گذرانده بود. در یکی از همان مصاحبه‌هایی که با صابری کردم گفته بود که در سن شانزده هفده سالگی مثل بسیاری دیگر از همکاران توفیق اولین نوشته را به عنوان بچه شهرستانی به دفتر توفیق فرستاده بود و نوشته‌اش در آنجا منتشر شد.
پس از چندی در واقع همزمان با بلوغ و جوانی، کار صابری در توفیق ادامه یافت و یکی از بهترین و کیفی‌ترین نویسندگان و بخصوص نثرنویسان توفیق شد. البته صابری شعر هم گفته بود و هم شعر جدی و هم شعر طنز و هم شعر کهن و هم شعر نو، اما شاعری او امری برجسته و ویژه نبود، در حالی که در نثر و بخصوص نثر طنز صابری برجسته و قابل توجه است.
کیومرث صابری فومنی طبیعتا اهل فومن است و همشهری طنزسرای بزرگ دیگر فومن یعنی شیون فومنی است. او از دهه چهل طنزهایش را به توفیق می‌فرستاد و نوشته‌هایش با اسامی « گردن شکسته»، « لوده»، « میرزا گل»، و « عبدالفانوس» منتشر می‌شد. صابری با نام‌ « گل آقای فومنی» هم در توفیق مطلب نوشته بود، بنا براین می‌توانیم بگوئیم که نام « گل آقا» برای نخستین بار در توفیق مطرح شد و البته که اهل گیلان می‌دانند گل آقا از اسامی زیبای رایج گیلک است که در گیلان مشهور است و البته که داستان معروفی به نام « گل آقای لچه گورابی» اثر هادی جامعی یکی از نخستین بارهایی بود که نام گل آقا را مطرح کرد.
صابری که بی تردید مهم ترین طنزنویس پس از انقلاب ایران است، کار خودش را با ستون‌هایی مانند « هشت روز هفته»، « سنگ نبشته‌ها»، « داستان هفته»، « کلاس درس»، « معرفه الاعضاء» و گه گاه شعرهای طنز در توفیق انجام می‌داد. برخی از این ستون‌ها منحصر بفرد و بی‌بدیل بود. نظیره نویسی صابری بر نثر باستانی هخامنشی بی نظیر و ماهرانه و پر از طنز و زیبایی است. او درباره مجلس حکومت پهلوی یا گرانی یا بلیت اتوبوس با نثر هخامنشی خوب می‌نوشت. برخی گزارش‌های فانتزی او مثلا درباره ازدواج امیرعباس هویدا نخست وزیر یا ترور کندی با نظیره نویسی از شیوه‌های ژورنالیستی مسخره مطبوعات زرد به طنز کشیدن این مطبوعات و ضمنا شوخی باموضوعات مورد ذکر می‌کرد.
صابری در میان نویسندگان مهم توفیق جزو افرادی بود که مانند عمران صلاحی، پرویز شاپور، و با اندکی تسامح هادی خرسندی کار طنز حرفه‌ای را جدی گرفتند و از سطح عامیانه کمی بالاتر رفتند. طنزهای صابری در توفیق برخلاف اکثر نویسندگان توفیق که بیشتر روی کلیشه‌های اجتماعی مانند روغن نباتی یا شوخی‌های سطحی و دستمالی شده با سیاستمداران و مسائل جنسی متوجه مسائل اجتماعی بود و روحیه چالشگر او از نوشته‌هایش معلوم است.
درباره گل آقا کمتر تصویری از حضور او در توفیق دیده ام. در شماره ویژه نشریه دفتر هنر که در سال ۱۳۹۰ در لس آنجلس منتشر شد، عکس بسیار خاصی از صابری در جمع نویسندگان توفیق یافتم. این عکس از آن رو اهمیت بسزایی دارد که عمران صلاحی جوان که به گمانم در آن دوران حداکثر بیست و یکی دو ساله بود و از او هم تقریبا هیچ عکسی در جمع توفیقی‌ها ندیده ام، حضور دارد. عمران صلاحی که او نیز از سن شانزده هفده سالگی در توفیق کارش را شروع کرد در این عکس حضور دارد. صلاحی بخش مهمی از کار ماهنامه توفیق و حزب خران را انجام می‌داد و شعرنوها و بخصوص شعرنوهای طنز فارسی- ترکی‌اش که او آن را « فارکی» می‌نامید، جزو کارهای شاخص او بود. عمران صلاحی که در این عکس سمت راست نشسته است، مهم ترین شاخص طنز روشنفکرانه پس از انقلاب است که سالها با یکی دوستون مهم در نشریه دنیای سخن با عنوان « حالا حکایت ماست» اثر مهمی در طنز روشنفکرانه و فرهنگی و کمتر سیاسی گذاشت.
افرادی که در این عکس حضور دارند، به ترتیب ایستاده از راست به چپ، یحیی خالقی، شناخته نشد، کیومرث صابری، محمد حاجی حسینی نویسنده اشعار ضربی و یکی از نویسندگان اصلی برنامه محبوب و عامه پسند صبح جمعه با شما در سالهای پس از انقلاب، عباس توفیق، حسن توفیق، هوشنگ معمار زاده، احمد سیدنا و بیژن اسدی پورو عمران صلاحی سمت راست نشسته است، نفر سمت چپی نشسته در عکس شناخته نشده است.