آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲ اردیبهشت ۱۳۹۷

شراگیم زند

طنز روز


دو طرح ارزشی برای سریال پایتخت!


 

 

با توجه به استقبال گسترده از فصل پنجم مجموعه تلویزیونی ارزشی و عبرت آموز پایتخت، ما تصمیم گرفتیم برای همکاری با این پروژه داوطلب شده و اگر تهیه کننده محترم این مجموعه یعنی موسسه محترم اوج ما را قابل بداند به عنوان نویسنده فصلهای آتی این سریال و مشاور پروژه در خدمت تیم باشیم. در گام اول برای نشان دادن حسن نیت و البته توانایی های خود در زمینه ایده پردازی با محوریت ارزش ها دو طرح برای فصل های شش و هفت این سریال پیشنهاد می‌نمایم. این دو طرح به صورت کاملا فیری! بوده ولی  بدیهی ست که در صورت محقق نشدن این همکاری، استفاده از این ایده ها منوط به جلب رضایت و اجازه کتبی اینجانب خواهد بود.

طرح و داستان برای پایتخت شش:

وقایع این سیزن بعد از بازگشت به علی آباد اتفاق می‌افتد… نقی معمولی مدتی ست که نسبت به همسرش سرد و بی توجه شده است و این مساله زندگی آنها را تحت الشعاع قرار داده است. آنها به دنبال ریشه یابی این مساله هستند اما به جایی نمی‌رسند. در همین حال هُما که دیگر در شورای شهر نیست با دیدن وضعیت بدحجابی در جامعه تصمیم می‌گیرد به صورت داوطلبانه به عضویت «گشت ارشاد» علی آباد در بیاید و با زبان خوش و از سر دلسوزی و مهربانی ذاتی خود به زنانی که سهوا حجابشان را رعایت نکرده اند تذکر بدهد. در همین حال متوجه می‌شود که یک باند وحشی، خشن و فاسد به سرکردگی شخصی که از «قمیکلا» به علی آباد آمده سعی دارند دختران علی آباد را به بی حجابی و بی عفتی سوق دهند. داستان با درگیری هما با این باند به اوج خود می‌رسد و در نهایت هما موفق می‌شود با کمک اهالی علی آباد این باند بی ناموس را از علی آباد بیرون کرده و بار دیگر زنان و دختران علی آبادی بتوانند زیر سایه حجاب به پاکدامنی و تقوای خود ادامه دهند. نکته طلایی این سیزن اینجاست که در آخر مشخص می‌شود که علت سرد شدن نقی نسبت به هما همین وضعیت بدحجابی در علی آباد بوده که به صورت ناخوداگاه بر روی هورمون های نقی اثر گذاشته بوده. در آخرین پلان این سریال ما شاهد این هستیم که وقتی هما وارد خانه می‌شود نقی مثل پلنگ مازندران آنجا نشسته است و در کنار بستر پر از گلی که روی زمین پهن شده کلی شمع روشن کرده است. صحنه در حالی که نقی برای گرفتن زیر دو خم هما به سمتش هجوم می‌برد در میان صدای شلیک خنده و شادی آنها فیکس شده و فصل به پایان می‌رسد. (ان شاء الله این صحنه به خاطر پیام ارزشی والایی که دارد ممیزی نمی‌شود)
برای این فصل می‌توان از کارگردان باتجربه ای مثل ایرج ملکی به عنوان مشاور هنری و دستیار فیلمنامه نویس بخصوص برای نوشتن دیالوگها دعوت به همکاری نمود.

طرح و داستان برای پایتخت هفت:

نقی معمولی و خانواده اش به خوبی و خوشی در علی آباد زندگی می‌کنند که سارا و نیکا یک روز تصمیم می‌گیرند بر روی گوشی تلفن همراه خود تلگرام نصب کنند. هما وقتی از این مساله مطلع می‌شود به دخترانش توصیه می‌کند از پیامرسانهای داخلی استفاده کنند اما سارا و نیکا با یک لجبازی کودکانه به توصیه های مادرشان گوش نمی‌کنند. همزمان ارسطو نیز که برای فروش لباس یک کانال تلگرامی راه انداخته در جریان معامله با یک باند کلاهبرداری تلگرامی به آستانه ورشکسستگی می‌رسد. نقی معمولی وارد ماجرا می‌شود و این دو سعی می‌کنند با کمک هم کلاهبرداران تلگرامی را گیر بیندازند که در نهایت موفق نمی‌شوند و به پلیس فتا مراجعه می‌کنند… در آنجا یک افسر خوش پوش و خوش صحبت پلیس فتا (ترجیحا با بازی پژمان بازغی) به آنها توضیح می‌دهد که تلگرام بسیار نا امن است و متاسفانه پلیس امکان پیگرد مجرمین تلگرامی را ندارد و همانجا گوشی هر دو را فرمت کرده و برایشان سروش نصب می‌کند.
سارا و نیکا نیز در ماجرایی موازی با کسی که خود را فردی مومن و ازدواجی معرفی کرده آشنا شده و در نهایت این فرد هم مثل بیشتر کاربران تلگرام غیر ازدواجی و سوء استفاده گر از آب در می آید و سارا و نیکا نیز درگیر یک اخاذی تلگرامی می‌شوند. در نهایت با دخالت دوباره پلیس فتا (پژمان بازغی) تلگرام انها نیز فرمت شده و برایشان سروش نصب می‌شود.
یک هفته بعد برای سارا و نیکا از طریق پیامرسان سروش دو خواستگار مومن و تحصیلکرده پیدا می‌شود و این فصل با نمای تصاویری از ازدواج سارا و نیکا تمام می‌شود.

لازم به ذکر است نقش بابا پنجعلی در هر دو فصل حضور در اکثر پلانها و گفتن جمله بسیار بانمک “ناهار نخردمه” می باشد.

امیدواریم این دو طرح با نظر مساعد مسئولین موسسه اوج تصویب شده و به مرحله تولید برسد تا به امید خدا و با دعای خیر رهبری بتوانیم همچون مجموعه پایتخت ۵ پیامهای انقلابی و ارزشی مناسبی را به جامعه اماله نمائیم.