آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷

موسی ظفر

طنز افغانستان


زاغ‌نامه کابل | هشتادودوم | موزه سیاستمداران افغانستان


 

 

 

 

خدا معمولاً نمی‌خواهد آدم به خانه کافران برود، اما یکبار یادش رفته بود و خواست من به موزه مهاتما گاندی در هند بروم. دم در موزه یک کاکاگک هندی از من خواست بلیط بخرم. گفتم، خدا خواسته من اینجا بیایم و آدم برای خواست خدا پول نمی‌دهد. با انگشت میانه اشاره کرد که از صف بیرون شوم. فهمیدم دارد می‌گوید برآوردن فرمایش خداوند خرج دارد. پول را پرداختم و داخل رفتم. از شما چه پنهان، پولم حیف شد. داخل هیچ چیزی بدردبخوری نبود. توقع داشتم داخل موزه دخترهای هندی در حالت رقص باشند و روی دیوار نوشته باشند، “این دختران به جنبش عدم خشونتِ گاندی پیوسته‌اند؛ اگر به یک گونه‌شان با لبان‌تان سیلی بزنید، گونه دیگر خود را به شما تقدیم می‌کند”. اما داخل موزه خبری از خال هندو نبود. فقط یک کفش چوبی کهنه، یک عینک با شیشه‌های گِرد، چند برگ روزنامه، یک بستر که روی زمین پهن بود و چند چیز پاره پوره دیگر در اطراف موزه ریخته بود که از دید من هیچ کدام ارزش دیدن نداشت. فقط چهار دقیقه آنجا ماندم و بیرون شدم. موزه نبود، گورِ فراخ‌تر بود.

در راه برگشت با خود فکر کردم که اگر قرار شود روزی ما در افغانستان برای سیاست‌مداران‌مان موزه بسازیم، چه چیزهای را در آن خواهیم دید. چشمانم را بستم و در عالم خیال این چیزها را در موزه عالیجنابان دیدم.

 

موزه حامد کرزی: یک کلاه قراقل، یک بمب کنار جاده‌، مقداری پول یورو با امضای احمدی‌نژاد، چند بوته خاکشیر، دو توته چرس مزاری، یک عدد شاهد و یک خیمه ’لوی‘ مخصوص جرگه.

 

موزه کریم خلیلی: چند برگ بِل برق، دو سکه پنج افغانیگی به عنوان علامت ناداری، یک پاکت خون

F مثبت، چند برگ دستمال کاغذی آغشته به آب بینی و چشم، یک جلد کتاب ’پشتو در سفر‘، یک شمشیر میناتور کاری که از بامیان بدست آمده و هفتاد پاوند انگلیسی.

 

موزه اشرف غنی: یک جای نماز جدید که هیچ وقت رویش نماز خوانده نشده، یک چادر سرشانه‌ای که بوی عرق می‌دهد، یک جلد کتاب با عنوان ’ریدن به دولت‌های نیمه‌بند‘، نیم کیلو جلغوزه خوستی و یک پاکت کشمش غزنی با علامت صادره به آلمان، چند برگ اعلامیه، یک گوسفند چاق سفید و چند کانتینر خالی.

 

موزه محمد محقق: یک بسته کاندوم سوراخ، یک بوریا، دو-سه ستاره، یک تکه پوچاق خربوزه، شصت هزار تومن، یک مبایل گلکسی با صد جی‌بی انترنت مخصوص فیسبوک و چند سی-دی سریال کوریایی.

 

موزه عبدالله عبدالله: دو عدد شورت گلابی با گل‌های بنفشه و سوسن، یک سی-دی آهنگ‌های منیژه دولت، یک بسته صابون لکس، دو عدد انشاالله، یک بسته ساجق نعناع و یک عدد خواب ریاست‌جمهوریی به حقیقت نپیوسته.

 

موزه سیاف: یک عدد شانه قالین‌، یک میل مکاروف، چند مشت پشم، دو-سه حدیث کهنه، چند قباله زمین، چند برگ فتوای تکفیر و یک پنجه بوکس.

 

موزه گلبدین حکمتیار: ترجمه دیوان حافظ شیرازی به دری (چاپ قصه‌خوانی بازار)، دو پایه راکت انداز، یک لنگ کفش کهنه، یک بیرق فلزی کوچک پاکستان که روی سینه نصب می‌شود، نیم لیتر تیزاب و یک دست دندان مصنوعی با نیش‌های بلند.

 

موزه قسیم فهیم: یک مجسمه برنجی سگ، چند قطعه سنگ قیمتی، یک عدد زینه چوبی با دو میتر ریسمان، یک دست قالینِ به سرقت رفته و یک کتاب با عنوان ’خاطرات مارشال از زبان حامد کرزی‘.

 

موزه عبدالرشید دوستم: یک پاکت واسلین، نیم کیلو بادرنگ، یک سند دکتورای ناچَل، یک بلیط طیاره دو طرفه به ترکیه، دو بوتل خالی ودکا ابسلوت و یک تاجِ شکسته پادشاهی.

 

موزه ملا عمر: یک دستگاه مخابره نظامیان پاکستانی، یک عدد بمب مقعدی، چند تکه مجسمه بودای بامیان، چند شاخه تریاک، یک تلویزیون شکسته و یک مغز کاغذپیچ.

 

موزه حنیف اتمر: یک عدد جلیقه انتحاری، یک بیرق سیاه با نوشته‌های سفید در وسط آن، چند بورس تحصیلی برای کودکان شش ماهه، یک جلد کتاب با عنوان ’اصول و مبانی شیطنت‘ و یک پاسپورت انگلیسی.