آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۶ خرداد ۱۳۹۷

علیرضا رضائی

طنز روز


هنرمندان در گذشته، هنرمندان درگذشته


 

همزمان با پیروزی انقلاب شکوهمند علیه تاریکی هنرمندان به چند دسته تقسیم شدند:

دسته اول بعد از اینکه آب و برق و اتوبوس مجانی شد، دیدند تلفن و گاز و قطار هم دارد مجانی می‌شود و مثل بسیاری از سیاسیون، روزنامه‌نگاران، تحصیلکردگان، متخصصان و سایر افرادی که چشم دیدن اینهمه پیشرفت ایران را نداشتند به قصد سرنگونی جمهوری اسلامی از کشور گریختند. پس از آن، دوران شکوفائی سینما در ایران با فیام‌هائی مانند بلمی به سوی ساحل، کانی مانگا، سفر به چزابه و امثالهم آغاز شد و با با ورود مسعود ده‌نمکی به عرصه، مذاکرات برسر برنامه صلح آمیز سینمای ایران تا سال ۲۰۳۲ تمدید شد.

دسته دوم: اینها تا آمدند بفهمند چی به چیه انقلاب شد. این افراد به‌طور جداگانه خودشان به دو دسته تقسیم شدند: دسته اول مثل بیژن امکانیان با بازی در نقش یک نابینا که قادر است از سر نیمکت عشقش را که او هم نابینا است در ته نیمکت ببیند و به قصد ازدواج عاشقش بشود و به‌تنهائی بار سینمای عشقی ایران را به‌دوش بکشد. دسته دوم از همان سر نیمکت با تب ۳۹ درجه به دیدار رهبر رفتند و هنوز مراجعت نکرده‌اند. خانواده‌ی این دسته را افرادی چون الهام چرخنده از نگرانی رهاندند.

دسته سوم: محمدرضا شریفی نیا. (این دسته هیچ توضیحی ندارد)

دسته چهارم: اینها به‌جای اینکه به کشور خیانت کنند و از آن فرار کنند، به کشور خیانت کردند و همانجا ماندند. این دسته در ابتدای انقلاب هنگام مراجعه به سینما با پاسخ “ببخشید، بلیط‌ها تمام شده” مواجه شدند که آن‌را ندید گرفتند. آنها سپس جهت انجام کار هنری به همدیگر زنگ زدند که چون آنموقع تلفن‌ها فیلترشکن نداشت مجبور بودند هنگام مکالمه، با ده دوزاده نفر دیگر که همزمان روی خط بودند هم معاشرت کنند. پس از آنکه خاتمی وزیر ارشاد شد این افراد به منزل هدایت شدند و پس از حکم میرحسین موسوی مبنی بر اینکه “این هنرمندان اگر توبه هم کرده باشند باید در کارهای دیگری مشغول باشند” در همان منزل ماندند. پس از آنکه خاتمی با عکس این افراد رئیس جمهور شد این دسته ممنوع الکار شدند و در دوران احمدی نژاد به کشاورزی در باغچه‌های خود پرداختند. با روی کار آمدن حسن روحانی باری دیگر عکس این افراد بالا رفت که بعد هر چقدر روحانی بالاتر رفت، اسم این افراد پائینتر آمد. این افراد که چهل سال حسرت گذشته را کشیدند، سپس متوجه شدند که در همان گذشته، درگذشته‌اند…