آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۳ خرداد ۱۳۹۷

ابراهیم نبوی

طنزپژوهی


شعر طنز امروز ایران | قسمت سیصدوهفتم | مرجان سلیمانی


 

 

حسرت نشین خانه‌های درد

 

حسرت‌نشين خانه‌ى درديم

لبهاى ما را ظلم مى‌دوزد

مستيم و مى‌دانيم اين مستى

پاى گناه ما نمى‌سوزد

 

آهى كه در راه گلو مانده

با اشكِ گلها بوى خون دارد

آبادى از اين سرزمين رفته

جان از خرابى‌ها جنون دارد

 

راه نفس‌ها بسته اما باز

ماه مبارك ظاهرأ شاديم

نانِ سحر مشت و لگد افطار

با زور در امنيت آزاديم

 

اينجا درون غار نادانى

روزى هزاران سوره نازل شد

خورديم غم با چاشنى غصه

بر روزه‌داران روزه باطل شد

 

#مرجان_سلیمانى