آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۷ خرداد ۱۳۹۷

ابراهیم نبوی

طنزپژوهی


شعر طنز امروز ایران | قسمت سیصدو هفتم | فریبا حمزه‌ای


یک خورجین حروف مقطع

 

من حرف‌های زیادی را

خورده‌ام

یک خورجین حروف مقطع

بریده بریده از استخوان

شکسته در کشاله‌های

زبان

با هجای لذیذ هندسی

 

این معده جسور باقدرت هضم نابالغ کلمات

فرو ریخته درهم

با معشوقی به شدت اسیدی

در لو لای حنجره‌ای درخلیج

ایستاده روی شریان ارواره‌هاش

 

مواظب اعتصاب دریا باش

نهنگ‌های عدن که بغض کنند

حتما دری رو به خلیج باز

 

وباز

من در عصرهای گرسنهِ خاور میانه

حرفهای زیادی خورده‌ام

از حنجره دوجداره‌ی نفتکش‌ها

بغض‌های نجویده در لاشه‌ی تایتانیک

 

پاکت‌های شیک

از شعر معشوقه‌های لاتین

نوستالژی شیرین ترامپ

از هفت اقلیم ممنوعه

 

هرشب در روده‌هایم کلماتی

با بغض نهنگ‌های شرقی

خیس می‌خورند

وامتداد حنجره‌ام کوتاهتر

من به زبان نامادری

 

در عصرهای گرسنه‌ی خاورمیانه

 

آهسته برای معده‌‌ای ملایم

شعر می‌بافم

 

و اخبار را جویده

درموزه‌ای

در معدهِ معشوقه‌های لاتینِ لندن

هضم می‌کنم