آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


موسی ظفر
زاغ‌نامه کابل | هفتادوهشتم | دعای تحویل سال افغانستانی

    یا مقلب القلوب و الابصار. یا مزاحم خوابِ ساعت چار. که از طریق ملا بر گرده ما هستی سوار. بیا ببین ای چه حال است، چه روزگار. چپ و راست انفجار، چار سو انتحار. نه مکتب رفته می‌شود، نه بازار. نه لوگر آرام […]

موسی ظفر
زاغ نامه کابل | هفتادوهفتم | متن نامه استیفن هاوکینگ به آیت الله جنتی
موسی ظفر
زاغ‌نامه کابل | هفتادوششم | معجزه آیت الکرسی
موسی ظفر
زاغ‌نامه کابل | هفتادوپنجم | ایالات متحده آیت الله (USA)
موسی ظفر
زاغ نامه کابل | هفتادوچهارم | یوم النساء

  در روایت آمده است روزی آنحضرت در سایه درخت استرابیری خوابیده بود که ابن ابوالهشتگ اجازه log in خواست. حضرت سرش را از روی کفش بلند کرد و فرمود، ’کیا بات هی؟‘ ابن ابوالهشتگ رو به آنحضرت کرد و گفت، ’پدر و مادرم به […]


موسی ظفر
زاغ‌نامه کابل | هفتادوسوم | نامه به خانم آنگلا مرکل

    جناب آقای خانم مرکل صاحب! سلام وعلیکم خدا کند لباس عافیت بر تن داشته باشید. اگر جویای احولات اینجانب می‌باشید، ما شکر الحمدلله خوب هستیم. بیشتر از این وقت شما را نگرفته مستقیم سر اصل مطلب می‌روم. خانم محترم مرکل صاحب! حتماً از […]


موسی ظفر
زاغ‌نامه کابل | هفتادودوم | ما و اقبال (گریز از طرز جمهوری)

      کتاب دیگری را از روی میز برداشتم، اسمش “پیام شرق” بود. اقبال که تاحال بروت‌ (سبیل) روغن‌زده‌اش را تاب می‌داد اندکی به بی‌تابی افتاد. صاف نشست و کتاب‌های دیگر را روی هم گذاشت، من توجه نکردم. دو- سه سرفه خشک کرد، من […]


موسی ظفر
زاغ‌نامه کابل | هفتادویکم | ما و اقبال (پس چه باید کرد ای اقوام سگ)

      اقبال لاهوری با بغل دراز کشیده بود. پیش رویش یک میز کوچک گذاشته بود که روی آن چند کتاب، یک بسته کاغذ سفید A4، یک قلم خودرنگ، یک گیلاس شیرچای و دو-سه پاکت پراستامول پهن بود. از اقبال اجازه گرفتم تا یکی […]


موسی ظفر
زاغ‌نامه کابل | هفتادم |ما و اقبال (ملاقات با اقبال لاهوری)

        در دوبی با یک پاکستانی آشنا شدم که برعکس دولت پاکستان، خیلی انسان با شرفی به نظر می‌رسید. اسمش اقبال بود. سر وقت نماز می‌خواند و دایم تسبیح می‌گرداند. گفت صادرات برنج دارد و هر ماه یکبار به دوبی سفر می‌کند […]


موسی ظفر
زاغ نامه کابل | شصت‌و‌نهم | تبعیض علیه زنان تبعیض علیه رئیس‌جمهور است

      اشرف غنی، رئیس‌جمهور افغانستان هر از گاهی سعی می‌کند علاوه بر انجام وظیفه خودش، وظیفه ملا، نانوا، شکسته‌بند، کارمند شاروالی، پولیس ترافیک، راننده امبولانس و حتی وظیفه ما طنزنویس‌ها را هم انجام دهد. چندی پیش که سخیداد هاتف ستون‌فقرات‌درد بود، کاکه تیغون […]