آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


موسی ظفر
زاغ‌نامه کابل | هشتم | پیر خرابات

  اسب‌سواری مرد افلیجی را سر راه خود دید که از او کمک می‌خواست. مرد سوار دلش به حال او سوخت، از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد و بر اسب نشاند تا به مقصد برساند. مرد افلیج که اکنون خود […]

موسی ظفر
زاغ‌نامه کابل | هفتم | من استادم، عنوان شما چیست؟
موسی ظفر
زاغ‌نامه کابل | ششم | اللهم اشف کل افغانا
موسی ظفر
زاغ‌نامه کابل | پنجم | احوال‌پرسی به شرط کارد
موسی ظفر
زاغ‌نامه کابل | چهارم | قبرهای خوب، خانه‌های تنگ

  برخلاف ایران که بهشت زیاد دارد، افغانستان بهشت ندارد. ما مرده‌هایمان را در قبرستان دفن می‌کنیم. اگر کسی شهید شد یا مُرد (که اغلب شهید می‌شود) از لِنگ‌اش می‌گیریم، می‌بریم قبرستان، و بعد نظر به اهمیت سیاسی-جهادی فرد برایش قبر می‌کَنیم. آدم عادی را […]


موسی ظفر
زاغ‌نامه کابل | سوم | حی علی ال‌اولاد

  در کشورهای باثبات یک چیزی داریم به اسم “سرشماری”. سرها را می‌شمارند چون آن را مهم‌ترین عضو بدن می‌دانند. در افغانستان، نه سر چندان سر است که قابل شمردن باشد، نه دولت از آن دولت‌های است که با حساب‌وکتاب سروکار داشته باشد. اینجا مردم […]


موسی ظفر
زاغ‌نامه کابل | دوم | منفجر شماییم!

  دیدن کابل از بلندی‌ یک نوع شکنجه روحی است. خیل گوسفندان را می‌بینید که وسط شهر گربه‌خرام (cat walk) می‌کنند. چوپان به جای اینکه گوسفندها را براه راست هدایت کند، وسط جاده ایستاده موترها را به راه چپ هدایت می‌کند. پولیس ترافیک دیده نمی‌شود. […]


موسی ظفر
زاغ‌نامه کابل | اول | چرا زاغ‌نامه؟

  درباره موسی ظفر: موسی ظفر طنزنویس جوانی از افغانستان است که مدتهاست طنز می‌نویسد و آثارش در نشریات افغانستان منتشر می‌شود. او پس از سخیداد هاتف، همکار خوب حلزون و طنزنویس برجسته افغانستان، دومین طنزنویس این کشور است که ستون ثابت هفتگی در حلزون […]



1 7 8 9